و من عطیه... مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم-دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم -ديده سير است مرا جان دلير است مرا- زهره شير است مرا زهره تابنده شدم - تابش جان يافت دلم وا شد و بشکافت دلم- اطلس نو بافت دلم دشمن اين ژنده شدم - گفت مرا دولت نو راه مرو رنجه مشو- زانکه من از لطف و کرم سوي تو آينده شدم